امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اصطلاحات روزمره انگلیسی با ترجمه فارسی
نویسنده پیام
saraamini آفلاین
کاربر تازه کار
**

ارسال‌ها: 1
موضوع‌ها: 1
تاریخ عضویت: Jan 2018
اعتبار: 0
#1
اصطلاحات روزمره انگلیسی با ترجمه فارسی
I ran five miles this morning
Big deal , I ran ten
امروز صبح 5 مایل دویدم.
هنر کردی من ده مایل دویدم


turn a deaf ear to
نشنیده گرفتن , هیچ اعتنایی نکردن به
اصطلاحات پرکاربرد

They tend to turn a deaf ear to such requests
آنها معمولا به این نوع در خواست ها هیچ اعتنایی نمی کنند.




in earnest
با جدیت تمام , با تمام قوا


The election campaign has begun in earnest
مبارزات انتخاباتی با جدیت تمام شروع شده است.


go easy on somebody
با کسی مدارا کردن ,نرمش به خرج دادن
اصطلاحات پرکاربرد


Go easy on the new students
با دانشجویان تازه وارد مدارا کن.


be/see on edge
مضطرب بودن , عصبی بودن


You seem a bit on edge this morning
امروز صبح یک کمی عصبی به نظر می رسی.




at / on the sharp end
در شرایط بسیار سخت, در وضعیت بسیار نامساعد


we were always at the sharp end of clients complaints
ما همواره در لبه تیغ شکایات مشتریان بودیم.


At the end of the day
بالاخره , از همه این حرف ها گذشته
At the end of the day,it’s up to the General to decide
از همه ی این حرف ها گذشته , تصمیم آخر با ژنرال است.


on end
بی وقفه , پیوسته


He watches TV for hours on end
او ساعت ها بی وفقه تلویزیون نگاه می کند.


ever since
از آن زمان به بعد, از آن زمان تا به حال


We came to the UK in 1974 and have lived here ever since
ما در سال 1974 به بریتانیا آمدیم و از آن زمان تا به حال در اینجا زندگی می کنیم.


If you will pardon the expression
ببخشید که این لفظ را به کار می برم, گلاب به روتون
(آخرین ویرایش در این ارسال: 01-26-2018, 04:01 AM، توسط saraamini.)
01-26-2018, 03:46 AM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

بازگشت به بالا